111نشد، حكومت و حاكم اسلامى بايد با استفاده از بيتالمال، گروهى را به حج بفرستد:
لَوْ عَطَّلَ النَّاسُ الْحج لَوَجَبَ عَلَى الإِمَامِ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى الْحج إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا فَإِنَّ هَذَا الْبَيْتَ إِنَّمَا وُضِعَ لِلْحج. 1
اگر مردم، حج را تعطيل كنند، بر پيشوا و زمامدار است كه مردم را بر انجام حج ناگزير سازد؛ آنان مايل باشند يا نباشند؛ چراكه اين خانه، براى حج قرار داده شده است.
حج، با تمام اهميتى كه دارد، تنها يكبار بر انسان واجب مىشود. امام خمينى در بحث حج مىفرمايد: «لا يجب الحج طول العمر في أصل الشرع إلَّا مَرّةً واحدة». 2قيد «اصل الشرع» در عبارت حضرت امام، به اين معناست كه به عنوان اوّلى، حج تنها يك بار در طول عمر واجب مىشود. اما ممكن است به جهت نذر و مانندآن نيز واجب گردد. اجماع علماى اسلام نيز بر اين است كه حج فقط يكبار در طول عمر واجب مىشود و تنها مخالف در اين مسئله، مرحوم شيخ صدوق است كه مىفرمايد: «كسى كه مستطيع است، هر سال بر او حج واجب مىشود كه اين قول، شاذ و مخالف اجماع است».
مرحوم نجفى مىفرمايد: «لايجب بأصل الشرع إلاّ مَرّةً واحدةً إجماعاً بقسميه... فما عن الصدوق فيالعلل - من أن الذي اعتمده وأفتى به أنّ الحج على أهل الجدّة في كلّ عام فريضة - واضح الضعف». 3
بايد دانست كه وجوبِ حج، فورى است و امام خمينى در اينباره مىفرمايد:
وجوب حج بر مكلف مستطيع، فورى است؛ يعنى بايد آن را در سال اولِ استطاعت بهجا آورد و اگر درك آن، متوقف بر تهيه مقدّماتى باشد، بايد آن را فراهم سازد و در صورت تأخير، حج بر وى مستقر مىشود. 4
استطاعت، شرط وجوب حج
شايد نخستين فقيهى كه استطاعت را به عنوان شرط وجوب حج مطرح كرده، مرحوم شيخ مفيد باشد كه در اين زمينه مىفرمايد: