110[اى ابراهيم] مردم را دعوت عمومى به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بيايند.
حج در اسلام، از جايگاه والا و ويژهاى برخوردار است؛ زيرا احكام آن، در قرآن كريم به صورت گسترده آمده است. حتى به مواردى از اجزا و احكام آن نيز اشاره شده؛ مثلاً:
- صفا و مروه: (إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا)؛ «همانا صفا و مروه از شعائر خداست. پس هركه حج خانه خدا كند يا عمره بهجا آورد، مانعى نيست ميان آن دو طواف كند». (بقره: 158)
- حلق و ذبح: (وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ)؛ «و سرهاى خود را نتراشيد تا قربانى به قربانگاه برسد و در آنجا ذبح شود». (بقره: 196)
- محرمات احرام: (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ)؛ «حج در ماههاى معينى است، پس هر كه در آن ماهها ملتزم به حج شد، همبسترى و نافرمانى و مجادله در اثناى حج، ممنوع است». (بقره: 197)
- وقوف در عرفات و مشعرالحرام: (...فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ)؛ «و هنگامى كه از عرفات كوچ كرديد، خدا را نزد مشعرالحرام ياد كنيد و آيات ديگر كه همگى از اهميت حج حكايت مىكند». (بقره: 198)
روايت ذَريح مُحاربى از امام صادق(ع) نيز گوياى اهميت حج است:
مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحج حجةَ الإِسْلاَمِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لاَ يُطِيقُ فِيهِ الْحج أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً. 1
اگر كسى بى آنكه عذرى داشته باشد، حج را ترك كند و در آن حال بميرد، يهودى يا نصرانى مرده است!
روايت زير نيز شاهد ديگرى است بر اهتمام شارع به امر حج و در آن، امامصادق(عليهم السلام) مىفرمايد: اگر سالى، خانه خدا حجگزار نداشت و افراد مستطيع يافت