102به حج را نيز از جمله شرايط استطاعت مطرح كرده است. 1
البته برخى از فقيهان شيعه، استطاعت بدنى را همانند ديدگاه شافعى، شرط وجوب ندانستهاند؛ يعنى آنان بر اين باورند كه اگر تمام شرايط حج براى كسى آماده باشد، ولى بهدليل مرض مزمنى زمينگير است، حج بر او واجب است و بايد بهجاى خود كسى را به حج بفرستد. اما باوركنندگان به اين ديدگاه كم هستند، بلكه ديدگاه غالب اين است كه افراد پولدار ناتوان و زمينگير، مستطيع نمىشوند و نايب گرفتن براى حج هم بر آنان واجب نيست: «لو كان المتمكّن مريضاً لم يجب الإستنابة» 2؛ مگر اينكه قبل از ناتوانى و زمينگير شدن، حج بر او محقق شده باشد. آنوقت واجب است كه از طرف خود، نايبى را به حج بفرستد و اگر بميرد، وارثان از سرمايهاش اين كار را انجام بدهند. 3
اولويتبندى واجبات درمقام استطاعت
از شرايط استطاعت آن است كه واجبِ مهمتر و مقدمترى بر حج وجود نداشته باشد وگرنه استطاعت محقق نخواهد شد؛ مثلاً بدهكار در مقابل مطالبه طلبكار، بدهكارِ حقوق واجب (زكات)، نيازمند خانه، مسكن، ازدواج، يا ديگر ضروريات زندگى براى خود يا افراد واجب النفقه، در صورتى كه رفتن به حج حيثيت اجتماعى او را لكهدار خواهد كرد، مستطيع نخواهد بود. 4
امام خمينى(رحمه الله) در پاسخ به اينكه آيا حج مقدم است يا ازدواج؟ مىنويسد: «اگر نياز به ازدواج دارند، در صورتى مستطيع هستند كه علاوه بر مصارف حج، مخارج ازدواج را هم داشته باشند». 5
استطاعت در موقعيت كنونى
امروزه با توجه به وضعيت سياسى، اقتصادى و اجتماعى پيشآمده، مفهوم استطاعت، ديگر در همان مفهوم سى چهل سال پيش، باقى نمانده است. در گذشته،