82انجام دهد و به اهل خود بازگردد. اين دو احتمال، در كنار احتمال اول مطرح است و لااقل روايت را از جهت دلالت بر واجب نبودن طواف نساء، دچار اجمال مىكند.
اشكال دوم
تعبير « ثُم يَحِل » مىتواند هم بر تقصير، و هم بر طواف نساء دلالت داشته باشد؛ يعنى امام(ع) تعبيرشان را به صورت اجمالى بيان كردهاند؛ پس در اين روايت، نه تنها وجوب طواف نساء نفى نشده؛ بلكه به صورت ضمنى اثبات شده است.
روايت سوم: صحيحه معاويةبنعمار
مُعَاوِيَةُ بْنُ عَمارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) قَالَ إِذَا دَخَلَ الْمُعْتَمِرُ مَكَّةَ مِنْ غَيْرِ تَمَتُّعٍ وَ طَافَ بِالْبَيْتِ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ(ع) وَ سَعَى بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ فَلْيَلْحَقْ بِأَهْلِهِ إِنْ شَاءَ. 1
از امام صادق(ع) روايت شده است كه وقتى عمرهگزار براى غير تمتع (عمره مفرده) وارد مكه شود و طواف خانه خدا و دو ركعت نماز طواف پشت مقام ابراهيم و سعى بين صفا و مروه را به جا آورد، اگر بخواهد، مىتواند با همسرش نزديكى كند.
روايت به دليل صحت طريق شيخ صدوق به معاوية بن عمار 2 و وثاقت و جلالت امر وى، صحيحه است.