79صاحب كتاب را در صدر سند ذكر نمايد. 1 با توجه به اين دو نكته و اينكه شيخ صدوق در مقدمه خود بر فقيه، روايات نقل شده در فقيه را از كتب مشهوره و معول عليه نزد اصحاب مىداند، 2 بنابراين معلىبنمحمد نيز صاحب كتاب معول عليه بوده است. از طرف ديگر بالاتر از مدح، 3 ملازمه عرفى بين وثاقت صاحب كتاب و معتبر بودن كتاب وى وجود دارد. از اينرو مىتوان گفت معلىبنمحمد ثقه است. بنابراين روايت محل بحث از نظر سند، معتبر است.
بررسى دلالى
از جهت دلالت، روايت ظهور دارد كه عمرهگزار بعد از طواف و سعى مىتواند به طرف اهل خود بازگردد و همانطور كه روشن است، در اين روايت ذكرى از طواف نساء نيست. 4 بنابراين از ظاهر اين روايت كه در صدد بيان اعمال عمره است و در عين حال از طواف نساء سخنى نمىگويد، عدم وجوب طواف نساء استفاده مىگردد. 5
اشكال اول
برخى، تعبير «طاف» را در روايت عام و شامل طواف نساء دانستهاند. 6 ولى اين صرف يك احتمال بوده و به ظهور روايت ضررى نمىرساند.