78مىگويد: « يعرف حديثه و ينكر و يروي عن الضعفاء و يجوز أن يخرج شاهدا ». 1 برخى از رجاليون دلالت اين تعابير بر ضعف را نپذيرفتهاند؛ چراكه اضطراب حديث يا معروف و منكر بودن حديث و حتى نقل از ضعفا، نمىتواند بر عدم وثاقت شخص دلالت داشته باشد يا مانع پذيرش روايت وى از ثقات گردد. از اينرو مرحوم آقاى خويى به وثاقت وى حكم نموده است. 2 اما سخن در اين است كه بر فرض پذيرش اين نكته كه تعابير به كار رفته در كلام نجاشى و ابن غضائرى بر ضعف دلالت نداشته باشد، چگونه به وثاقت وى حكم مىنماييم؟ مرحوم آقاى خويى در اين زمينه توضيحى ارائه نكردهاند؛ ولى با توجه به اينكه وى را از رجال كاملالزيارات دانستهاند، وثاقت وى را پذيرفتهاند؛ با آنكه معلىبنمحمد از مشايخ با واسطه كامل الزيارات است و وثاقت وى ثابت نمىگردد.
حاجى نورى از راه روايت اجلا، درصدد اثبات وثاقت وى بر آمده است؛ اجلايى چون حسين بن سعيد، محمد بن حسن بن وليد، على بن اسماعيل، ابوعلى اشعرى. 3 ولى از نظر ما روايت اجلا، با شرايط خاصى مانند كثرت، عدم نقل روايات استحبابى و... بر وثاقت مروىعنه دلالت دارد كه اين شرايط در اينجا مفقود است.
راه ديگرى نيز براى اثبات وثاقت معلى بن محمد وجود دارد كه حاجى نورى ذكر كرده، ولى آن را تبيين نكرده است. 4 توضيح اينكه معلىبنمحمد از كسانى است كه در «فقيه» صدر سند واقع شده و شيخ صدوق براى وى، در مشيخه، طريق ذكر كرده است. 5 از طرف ديگر روش صدوق در فقيه بر اين است كه