116بر وى براى ترتب اثر طواف، يعنى حليت استمتاعات، است. شهيد ثانى در دفاع از عدول صاحب شرائع از تعبير «واجب» به «لازم» در مورد صبى، مىنويسند:
« وانما عدل إلى قوله: «لازم» ليشمل الواجب و غيره، لأن الصبيان لا يخاطبون به على وجه الوجوب لعدم التكليف في حقهم، بل يلزمون به تمرينا، فلو أخلوا به حرمت عليهم النساء بعد البلوغ ». 1 ايشان در جايى ديگر تعبير وجوب را مجاز خواندهاند. 2 صاحب جواهر نيز وجوب طواف نساء بر صبى را به معنى ثبوت دانسته است. 3
قائلان به وجوب طواف نساء بر صبى و ادّله آن
لزوم طواف نساء بر صبى، قول معروف بين اصحاب است. 4 برخى فقها ادعاى عدم خلاف 5 و برخى ديگر، چون علامه حلى، ادعاى اجماع نمودهاند. 6
حقيقت اين است كه دليل خاصى بر وجوب طواف نساء بر صبى وجود ندارد و فقها با اطلاق ادله و به پشتوانه اين اجماع، به وجوب طواف نساء بر كودك حكم كردهاند. 7
البته اطلاقاتى در مورد وجوب طواف نساء بر كسى كه حج يا عمره مفرده انجام مىدهد، وجود دارد كه قبلاً گذشت؛ مانند صحيحه معاويةبنعمار: ( فَعَلَى