144زيرا اگر سر مطهر امام(ع) در طول سفر با آنها بود و آنها همواره سر شريف پدر را در مقابل خود مشاهده مىكردند، اولاً براى ديدن آن در مجلس يزيد تلاش نمىكردند و ثانياً با مشاهده آن، تاب و توان خود را از كف نمىداده و صيحه نمىكشيدند. بنابراين بسيار دشوار است كه بپذيريم از يك سو سرهاى شهدا و نيز سر اباعبد الله الحسين(ع) را به همراه عدهاى زن و كودك، به سوى شام روانه كردند و با رسيدن به هر شهر و ديارى، سرها و اسيران را به نمايش درآوردند و از سوى ديگر، فرزندان سيدالشهدا، سر مطهر پدر خود را در طول اين مسير مشاهده نكرده باشند.
علاوه بر اين - همانگونه كه گذشت - رسم رايج در آن زمان، آن بود كه پس از پيروزى در جنگى، سر فرمانده مخالفان را به همراه قاصدى نزد فرمانرواى قوم پيروز ارسال مىكردند تا بشارت پيروزى، به سرعت و زودتر از هر خبرى، به اطلاع فرمانرواى قوم پيروز رسيده و او بتواند تصميم لازم و مقتضى را اتخاذ نمايد و آخرين فردى نباشد كه خبرى به اين مهمى به او رسيده باشد.
نتيجه آنكه نمىتوان پذيرفت ورود اسيران به شام در روز اول صفر بوده باشد؛ زيرا آنان دو هفته در كوفه محبوس بودند و نزديك به دو هفته نيز براى پيمودن راه كوفه تا شام زمان لازم است و بنابراين احتمال رسيدن آنان به شام در روز اول صفر را منتفى مىكند.
4. مدت زمان اقامت اهلبيت امام(ع) در شام
يكى ديگر از امورى كه با رسيدن اهلبيت سيدالشهدا(ع) در روز اربعين به كربلا ارتباط مستقيم دارد، روشن شدن ميزان اقامت آنان در شام است. همان گونه