143ج) نقل ديگرى حكايت از فرستادن سر مطهر اباعبدالله الحسين(ع) از سوى محقر بن ثعلبه دارد كه اگرچه در آن، حامل سر مطهر، شخص ديگرى دانسته شده است، اما ظاهر آن، فرستادن سر امام را پيش از كاروان اسيران تأييد مىكند:
و قدم برأس الحسين محقر بن ثعلبة العائذي على يزيد فقال: اتيتك يا اميرالمؤمنين برأس احمق الناس و الأمم فقال يزيد: ما ولدت ام محقر احمق و الام. 1
محقر بن ثعلبه عائذى، سر حسين(ع) را به نزد يزيد آورد و گفت: «اى اميرمؤمنان! سر احمقترين و نادانترين مردم را براى تو آوردهام». يزيد گفت: «كسى كه مادر محقر به دنيا آورده است احمقتر و نادانتر است».
د) سرانجام يكى ديگر از شواهدى كه به همراه نبودن سر مطهر سيدالشهدا با كاروان اسيران دلالت مىكند، حكايت مجلس يزيد است؛ مجلسى كه در آن چنين نقل شد:
ثم ادخل نساء الحسين عليه و الرأس بين يديه فجعلت فاطمه و سكينة ابنتا الحسين تتطاولان لتنظروا الى الرأس و جعل يزيد يتطاول ليستر عنهما الرأس فلما رأين الرأس صحن. 2
سپس خانواده حسين(ع) را داخل كردند، درحالىكه سر مطهر امام مقابل روى يزيد بود. فاطمه و سكينه، دختران حسين(ع) تلاش مىكردند تا سر پدر را ببينند و يزيد آن را از آنها مىپوشاند، اما آنگاه كه سر پدر را ديدند، صيحه كشيدند.
نكته مهمى كه از اين نقل بايد برداشت كرد، اين است كه تلاش دختران ابا عبدالله(ع) براى ديدن سر بريده پدر و صيحه كشيدن آنها پس از مشاهده آن، از جدا بودن سر مطهر سيدالشهدا(ع) از كاروان اسرا حكايت مىكند؛