136بالاخره آيتالله شهيد قاضى طباطبائى در كتاب خود به وجود راه مستقيم تصريح كرده، اما در اين باره كه آيا كاروان بازماندگان سيدالشهدا را از آن مسير به شام منتقل كردهاند يا نه، اظهار نظرى نكرده است 1؛ بلكه از كلام ايشان چنين برمىآيد كه با انتقال از مسير سلطانى موافق است. زيرا برخى از وقايع بين راه را كه مربوط به مسير سلطانى است، براساس اخبار ضعيف نقل كرده و ظاهراً تأييد مىكند. 2
اما حقيقت اين است كه گذشتن آنان از راه مستقيم - كه تنها دو شخصيت از محققان متأخر آن را تأييد كردهاند - نهتنها هيچ شاهد و مدركى ندارد، بلكه شواهدى برخلاف آن موجود است؛ زيرا همانگونه كه گذشت، برخى كتابهاى ضعيف و متأخر، وقايعى را در مسير اسيران نقل كردهاند كه همگى مربوط به مسير سلطانى است، نه مسير بادية الشام. علاوه بر اين، شاهد معتبر ديگرى وجود دارد كه پيمودن مسير بادية الشام را منتفى مىسازد و آن شاهد، جملهاى از سخنان زينب كبرى(عليها السلام) خطاب به يزيد است كه فرمود:
أمن العدل يابن الطلقاء تحذيرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله(ص) سبايا قد هتكت ستورهن و أبديت وجوههن يحذوا بهن الاعداء من بلد الى بلد. 3
اى فرزند آزادشدگان! آيا اين از عدالت است كه زنان و كنيزكان تو، در پناه تو باشند و دختران پيامبر خدا(ص) اسير باشند و حرمتشان دريده شود و صورتهايشان آشكار شود و دشمنان خدا، آنها را از شهر به شهر ديگر برند.
بديهى است كه اگر مسير كاروان اسيران از صحراى سوزان و كويرى