95مديريت سلامت كاروانها هم به تبليغ پوسترهاى تبليغاتى خود مىپردازند و آنها را توضيح مىدهند: تصاويرى در مورد دقت در تراشيدن سر و قواعدى براى حفظ حقوق خود و ديگران در مورد حفظ سلامت در خيابانها ، نوع سوار شدن اتوبوسها و رفتوآمد.
به كجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟!
اما بدترين وضعيت در مركز پزشكى، در بخش روان پزشكى حاكم بود. در اين قسمت، بيماران روانپزشكى از نوع پيرمردهايى هستند كه فراموش كردند از كجا آمدهاند و يا گرفتار تغيير وضعيت شديد شدهاند. مردهايى كه هيچ وقت از زن و بچه خود جدا نشدند و نمىتوانند با وضعيت جديد به آسانى تطبيق پيدا كنند. سردرد، سرگيجه و مهمتر، طيف قابل توجهى از كسانى كه گرفتار اعتياد به مواد مخدر هستند، به اينجا مراجعه مىكنند.
داستان عجيبتر پيرمرد جا مانده از كاروان بود كه سوژه بچههاى تلويزيون شده بود. از «مرتضى قمرى وفا»، گزارشگر با ادب تلويزيون خواهش كردم كه خيلى با او صحبت نكند؛ چراكه او پاى هر توضيحى، هاى هاى گريه مىكند و اشك مىريزد. «دكتر مظلومى« معاون فرهنگى بعثه كه روحانى سيد خوش چهرهاى است، هم به سراغ او رفت و به پيرمرد اطمينان از انجام اعمال حج داد. ولى پيرمرد همچنان اشك مىريخت.
خانمى هم از بالاى تخت افتاده و لگنش شكسته است. بسيار مضطرب است و در گفتوگو و شكوه از وضعيت پيشآمده، قول يك عمره مجدد را از حجتالاسلام والمسلمين قاضى عسكر مىگيرد. اورژانس مردان و خواهران يكى دو بسترى تحت نظر دارد. يكى از كارهاى جديد و ويژه پزشكى حج، قرار دادن شخصى به نام