292داستان معنوى و ديدنى در ميدان برگزارى دعا، جمعآورى سيستم برق است. دراينهنگام، يك مرد عرب را مىبينيم كه هنوز درحال فيلمبردارى است. آخرين عكسهاى يادگارى نيز بهوسيله زائران حاجى شده در اطراف مسجدالنبى(ص) و محوطه برگزارى دعا گرفته مىشود.
ميهمان الجزايرى بعثه
عصر جمعه آيتالله استادى در دفتر فرهنگى حضور دارد و تقريباً تنهاست. همه همكاران بعثه يكى يكى رفتهاند يا در حال خداحافظى و جمع كردن وسايل هستند؛ تا آنجا كه در رستوران بعثه فقط يك رديف صندلى براى غذا خوردن چيده مىشود.
از كشور الجزاير ميهمانى آمده و آيتالله استادى از آنها استقبال مىكند. چهرهها گشاده و دوستى ايمانى دو طرف، فضاى گرمى را بر محيط خلوت حاكم مىكند. كسى براى پذيرايى نبود. ازاينرو، به سرعت وسايل پذيرايى را مىآورم و اصحاب خدمات را از آمدن ميهمان مطلع مىكنم.
بحث خاصى در نمىگيرد. ميهمان الجزايرى كه از علماى الجزاير است، به ديدار آمده و يكى دو جلد كتاب هم در ضمن گفتوگو مورد مطالبه ميهمان الجزايرى بوده است.
خطر در پى خطر
بعد از ظهر با خانواده و جمعى از همسفران آنها براى زيارت مساجد سبعه در منطقه «خندق» مىرويم. من براى آنها نقش راهنما را داشتم. منطقه به شدت در حال تغيير است. مساجد قديمى، به ويژه مسجد امام على(ع) و مسجد حضرت فاطمه(س) محصور و در حال خرابشدن است و مسجد جديد «عمربنخطاب» را كه از سالها پيش مىساختند، به شدت گسترش دادهاند.
در اينجا كتابهاى گوناگونى به زبان فارسى توزيع مىشود كه يكى از آنها، با تيتر