155
شنبه پانزدهم آبان 1389؛ بيست و نهم ذىقعده 1431
رييس سازمان و راهنمايى ترافيك
پس از خواندن نماز صبح، به سمت بعثه برمىگردم. شنبه پانزده آبان 1389 است. در نخستين برنامه بازگشت از مسجدالحرام، شاهد يك مشكل بسيار عجيب مىشوم و آن صف بسيار طولانى و آشفته زائران منتظر بازگشت به هتلهاست. بيش از يك ساعت، در صف سوار شدن بر اتوبوس معطل مىمانيم. شرايط بسيار سختى است، به ويژه آنكه بيشتر اين زائران مانند من در حال احرام هستند و تازه از انجام اعمال عمره تمتع فارغ شدهاند و به شدت خسته هستند. با وجود اين كمتر كسى مىداند علت اين سرگردانى چيست؟
با زحمت بسيار به ايستگاه دوم كه مخصوص ايرانيان است، مىرسيم. بسيارى از مقامهاى سازمان حج از نزديك پىگير حل مسئله ترافيك جمعيت هستند و آقاى ليالى خود با پوشيدن لباس راهنمايان تا ديروقت و نزديك صبح پاى كار ايستاده بود. هنگامىكه خبرنگاران از او مىپرسند كه چرا چنين وضعيت سختى پيش آمده است، اينگونه توضيح مىدهد: «مشكلات به وجود آمده به دليل استفاده زائران ايرانى و زائران غير ايرانى همگى از يك ايستگاه بوده كه موجب شده زائران براى بهرهمندى از زيارت خانه خدا، با مشكلات مواجه شوند».
روزنامه زائر هم عكس لباسهاى نيروهاى امدادى رييس سازمان حج را روى صفحه اول خود گذارده است.