22نظر گرفت و از آن بهشكل راهنماى عمل در تدابير تربيتى استفاده كرد. 1
2. تعريف تربيت
تربيت در لغت از دو ريشه «ربو» و «ربب» اشتقاق يافته است؛ ريشه ربو، بيشتر ناظر بر پرورش جسمى و بهمعناى افزودن و پروراندن، و ريشه ربب، بيشتر ناظر بر پرورش روحى و معنوى و بهمعناى سرپرستىكردن، رهبرىكردن و بهاعتدالرساندن است. 2
در قرآن كريم، ريشهاى كه بهترين و مناسبترين معناى واژه تربيت را افاده مىكند، «الرّب» يعنى «رب ب» است. ربّ بهمعناى تربيت و پرورشدادن است؛ يعنى ايجادكردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حد نهايى و كمال آن برسد. 3
تربيت، در اصطلاح علماى تربيت، بهمعناى چگونگى بهكارگيرى و پرورش استعدادهاى درونى انسان، براى رشد و تثبيت صفات پسنديده اخلاقى و دورى از رذايل اخلاقى است؛ بهطورىكه اين ويژگىها براى انسان بهصورت ملكه درآيد. 4 در تعبير ديگر، تربيت فعاليتى منظم و تدريجى براى كشف استعدادها و از قوه به