184
الحُجَّاجُ يَصْدُرُونَ عَلى ثَلثَة اصْنافٍ، صِنْفٌ يُعْتَقُ مِنَ النَّارِ وَصِنْفٌ يَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمٍ وَلَدَتْهُ امُّهُ وَصِنْفٌ يُحْفَظُ فِي اهْلِهِ وَمالِهِ فَذلِكَ ادْنى ما يَرْجِعُ بِهِ الْحاجُّ. 1
حاجيان كه باز مىگردند، سه دستهاند: دستهاى از آتش آزاد مىشوند؛ دستهاى از گناهان خود خارج مىگردند مانند روزى كه از مادر تولد يافتهاند؛ و دسته سوم با مصونيت مال و عيال بر مىگردند و اين، كمترين بهرهاى است كه به شخص حاج تعلق مىگيرد.
روشن است دليل اختلاف در بهرهمندى از ثواب حج، همان تفاوت در نيتها و در مراتب معرفت به خداوند و درك لطايف و اسرار مناسك حج است.
كسى كه فقط براى خدا و جلب رضاى او به حج مىرود، با انجام هر قسمتى از مناسكِ آن مىكوشد تا پلهاى از پلههاى نردبان قرب خدا را طى كند و بندى از بندهاى اسارت نفس را از پاى عقل بگشايد؛ تا وقتى برمىگردد، دامى از دامهاى شيطان بر سر راهش، و زنجيرى از زنجيرهاى دنياى حيلهگر به گردنش نباشد. اين آدم از مكه برمىگردد، درحالىكه خداوند او را براى هميشه از آتش نجات داده و آن را ضمانت كرده است؛ ازاينرو فرمود:
«صِنْفٌ يُعْتَقُ مِنَ النّارِ» .
اما فرد ديگرى به حج مىرود فقط براى اينكه تكليفى از او ساقط شود، بىتوجه به روح عمل و اينكه در صدد زدودن رذايل از