185نفس و تحصيل فضايل قلب باشد. اين آدم به بركت حج، گناهانش آمرزيده مىشود؛ اما از آنجا كه نفس بد انديشش هنوز از انگيزه گناه رهايى نيافته است، بايد به شدت مراقب باشد كه مبادا وسوسههاى شيطان و اغواگرىهاى نفس امّارهاش، بار ديگر او را آلوده كنند و به آتش بكشانندش. ازاينرو درباره اين دسته فرمود:
«صِنْفٌ يَخْرُجُ مِن ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَومٍ وَلَدَتْهُ امُّه».
گروهى نيز براى انجام دادن عبادت و قرب خداوند به حج نمىروند، بلكه براى رهايى از توبيخ و ملامت مردم و اينكه عنوانى چون «حاج» بر عنوانهاى اجتماعىشان افزوده شود و شايد ضمن سياحت، تجارتى هم بكنند و بهرهاى هم ببرند، به اين سفر معنوى مىروند. اينان از اين سفر بهره معنوى و اعتقادى نمىبرند. بهره آنها منحصر به فايده دنيوى خواهد بود و آن مصونيت اهل و عيال و اموال از خطرات است تا از مكه برگردد كه فرمود:
«وَصِنْفٌ يُحْفَظُ فِي اهلِهِ وَمالِهِ».
بنابراين، هيچ زائرى از فيض حج بىبهره نمىماند؛ اما حجگزار بايد همت بلند داشته باشد و به چيزى فراتر از اهداف زودگذر دنيوى بينديشد؛ به چيزى كه ماندگار و جاودانه است.
كسى كه جلوه خالصانه اعمال پاكترين فضاهاى معنوى، مثل كعبه و طواف آن، صفا و سعى آن، عرفات و مشعر و منا را از نزديك درك مىكند و زمينه قرب الهى را در آنجاها بيشتر از همهجا احساس مىكند، درواقع خود را در مهد پرورش خالصانه