168ازاينرو هنگامىكه رداى امامت به ابراهيم(ع) اختصاص يافت و بشارت الهى درباره امامت به وى رسيد 1، از شدت وجد و اشتياق عرضه داشت: (وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي) ؟: «آيا از ذريّه من نيز كسانى هستند كه به امامت برگزيده شوند؟» كه پاسخ مىشنود امامت، عهدى الهى است و ستمكاران، شايستگى تصدى آن را ندارند، هرچند از دودمان تو باشند: (قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ) (بقره: 124). بارى امامت، همان امانت گرانسنگ الهى است كه به آسمانها و زمين و كوهها عرضه شد و آنها از پذيرش آن ناتوان و هراسان شدند! حاملان آن امانت، كسانىاند كه از شايستگى خلافت خداوندى برخوردار باشند، نه انسانهاى «ظلوم و جهول»، كه گستاخانه و با قهر و غلبه و تزوير، به حريم امانت الهى خيانت كردند و آن را به چنگ آوردند!
اسحاق بن عمار با يك واسطه از امام صادق(ع) نقل مىكند كه آن حضرت در تفسير آيه (إِنّٰا عَرَضْنَا الْأَمٰانَةَ عَلَى السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبٰالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهٰا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهٰا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسٰانُ إِنَّهُ كٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً) 2 فرمود: آن امانتى كه آسمانها و زمين و كوهها از پذيرش آن سر باز زدند و هراسان شدند، ولايت امير مؤمنان على(ع)است. 3 زيرا رهبرى و هدايت كامل و بىنقص مردم، فقط از عهده كسانى