264آمده و بقيع به تدريج در السنه و زبان مردم به «بقيع العمات» معروف گشته است و با گذشت زمان به بعضى از كتابها و سفرنامهها، كه جديداً نوشته شده، راه يافته است. در صورتى كه هيچ منبع تاريخى و مبناى صحيح علمى ندارد؛ مثلاً رفعت پاشا (1325ه .ق) در معرفى گنبدهاى بقيع و اطراف آن، مىگويد: «والّتي على يمين البرجين لعاتكة وصفية عمّتي الرسول(ص)» 1
«گنبدى كه در سمت راست دو برج قرار گرفته، به عاتكه و صفيه، عمههاى رسول خدا(ص) تعلّق دارد.
و همچنين بيست و هفت سال قبل از وى، حسام السلطنه در سفرنامهاش از بقعه خارج بقيع، به عنوان «بقعه صفيه و عاتكه» نام مىبرد. 2
البته از آنان انتظار بيش از اين نيست؛ زيرا اولى يكى از درجه داران عالى رتبه مصر بود كه با سمت فرماندهى نيروى محافظ محمل، از طرف پادشاه مصر به حجاز سفر كرده و دوّمى يكى از وزراى دوران قاجار است كه ديدهها و شنيدههاى خود را به رشته تحرير درآوردهاند. 3
از مطالبى كه مؤيد نظريه ما است، گفتار على حافظ از نويسندگان اخير و از اهالى مدينه است. او مىگويد: «در اين محل دو قبر وجود دارد؛ يكى قبر صفيه و ديگرى در ميان مردمِ مدينه شهرت دارد كه به عاتكه متعلق است و لذا اين بخش را بقيع العمات مىگويند آنگاه اضافه مىكند: ولى از نظر تاريخى هجرت عاتكه به مدينه معلوم نيست و حتى پذيرفتن اسلام از سوى وى نيز مورد اختلاف است. 4
نگارنده در تأييد اين مطلب مىگويد: مراجعه به كتب رجال و تراجم هم مبين اين است كه از ميان پنج عمه رسول خدا(ص) تنها صفيه به مدينه مهاجرت كرده و بقيه آنها يا قبل از اسلام از دنيا رفتهاند يا به عللى از جمله در اثر ممانعت همسرشان به مدينه هجرت ننمودهاند.