245مشركين مكه امكان تظاهر به اسلام براى آنان وجود نداشت، ولى از نظر عقيده و فكر و انديشه نسبت به دين جديد و پذيرش توحيد و ردّ هر نوع شرك و بتپرستى با ساير مسلمانان هماهنگى داشتند و وجود آنان در ميان مردم مكه در آن شرايط حساس براى منعكس ساختن اخبار و حركات مخالفين سرسخت رسول خدا(ص) به مدينه، نقش بسزايى داشت و از اهميت فوقالعادهاى برخوردار بود. نه تنها از بنىهاشم كه طبق بعضى شواهد تاريخى، از غير بنىهاشم نيز بودند كه در آن شرايط در مكه ماندند و در عين حال كه در ميان مشركين بودند، ولى قلب آنان با اسلام و مسلمين همراهى مىكرد.
طبرى از ابن عباس نقل مىكند كه رسول خدا(ص) در جنگ بدر به ياران خود فرمود:
«اني قد عرفت أنّ رجالاً من بني هاشم و غيرهم قد أخرجوا كرهاً لا حاجة لهم بقتالنا فمن لقي منكم أحداً من بنيهاشم فلا يقتله ومن لقي أبا البختري بن هاشم بن الحارث بن أسد فلا يقتله...» 1
و... بنابر نقل كلينى از امام صادق(ع) در جنگ بدر همه اسيران جنگى با حالت شرك به مكه بازگشتند، مگر سه نفر؛ «عباس»، «عقيل» و «نوفل» و آيه شريفه: (قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرىٰ إِنْ يَعْلَمِ اللّٰهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً...) 2به همين مناسبت نازل گرديد. 3
ولى ابن قتيبه (متوفاى 276ه.ق) مىگويد: از ميان اسرا، تنها دو نفر؛ يعنى عباس و عقيل اسلام را پذيرفتند. «فأسلم العباس وأمر عقيلاً فأسلم ولم يسلم من الأسارى غيرهما». 4
البته در مورد عباس چون حساسيت چندانى نبوده، غير از ابن قتيبه ساير مورخان هم به اين مطلب تصريح نمودهاند؛ از جمله آنها ابن حجر است كه مىگويد: «وشهد بدراً مع المشركين مكرها فيقال انه أسلم وكتم قومه ذلك وصار يكتب الى النبي(ص) بالأخبار ثم هاجر قبل الفتح بقليل». 5
مانند اين جمله را ابن اثير نيز نقل نموده است. 6
ابن واضح يعقوبى گويد: «وأسلم العباس وخرج الى مكّة يكتم اسلامه». 7
گذشته از شواهد تاريخى و حديثى بر مسلمان شدن عقيل، بايد اين نكته را نيز