241آنان در مجالس و محافل، خوددارى نمىكرد. گفتارش براى مخالفانش خطرناكتر از تير مسموم و زبانش برندهتر از شمشير بود و لذا سردمداران بنىاميه به عداوت و دشمنى با وى برخاستند و درباره او مطالب بىاساس به هم بافتند و به جاى ذكر فضايل و نقاط قوت، دروغهاى زيادى در تضعيف و تحقير و درهم شكستن شخصيت او منتشر نمودند و تا آنجا از جاده انصاف بدور افتادند كه حتى عقيل بنىهاشم را به بُله و سفاهت متهم ساختند. 1
دومين انگيزه
در كنار انگيزه پيشين، انگيزه ديگرى وجود دارد كه آن دقيقتر و ظريفتر است؛ همان علل و انگيزههايى كه از شخصيت والاى كفيل و بزرگترين حامى رسول خدا(ص) سيد الاباطح جناب ابوطالب، قيافه يك فرد مشرك و غير موحد ارائه نمود. انگيزههايى كه فرجامش به شهادت اميرمؤمنان(ع) و فرزندانش منتهى گرديد و كار را به آنجا رساند كه وصى رسول خدا(ص) و فرزندان او در نمازها مورد لعن قرار گرفتند!
آرى مجموع اين عوامل موجب گرديد كه عقيل نيز مانند پدرش ابوطالب و برادرش على، اميرمؤمنان(ع) در صف مظلومان تاريخ قرار گيرد و فضايل او نه تنها در ميان مخالفان وى، بلكه به تدريج در ميان ارادتمندانش نيز به بوته فراموشى سپرده شود و احياناً با مطالب ساختگى درآميزد و آشنايى با قيافه واقعى او را از طريق منابع خودى نيز غير ممكن نمايد و مراجعه كننده را با هالهاى از ابهام مواجه سازد و همين معنا ما را بر آن وامىدارد كه با تأييد خداوند متعال در اين زمينه مطالبى را، ولو در حدّ يك مقاله در اختيار خواننده ارجمند قرار دهيم:
شخصيت معنوى عقيل
با همه پردهپوشىها و پنهانسازىهاى فضايل و با آن همه نقل و انتشار مطالب خلاف واقع و دروغين درباره عقيل بن ابىطالب، باز هم حديثهايى در فضيلت و