171خود اظهار ندامت مىنمود و مىگفت اى كاش خبيب را نمىكشتم.
به هرحال وليد با تخريب اين بيوت، مسجد را توسعه داد و از پادشاه روم جهت بنّايى و زيباسازى آن استمداد نمود و چهل نفر معمار و كارگر مسيحى وارد مسجد و مشغول به كار شدند و در سال 91ه.ق توسعه و زيباسازى مسجد به پايان رسيد. 1
گرچه مورّخان بر خلاف دستور ثانوى و تخريب بيوت همسران پيامبر(ص) كه در سال 88ه.ق بوده، براى تخريب خانه فاطمه(عليها السلام) تاريخ دقيقى ذكر ننمودهاند؛ ولى همانگونه كه در گفتار بعضى از آنان اشاره شده، وقوع متعاقب اين دو حادثه، نشانگر اين واقعيت است كه تخريب حجره فاطمه(عليها السلام) و ضميمه كردن آن به مسجد، در حالىكه همه خانههاى موجود به حال خود باقى بوده، موجب جلب توجه هر بيننده و از نظر اجتماعى شديداً سؤال برانگيز بوده است. وليد هم در اثر فشار افكار عمومى مجبور شده است با اتخاذ چنين تصميمى و به عنوان «توسعه مسجد» دستور تخريب همه اين بيوت را صادر نمايد تا در ضمن مشروعيت بخشيدن به عمل خود، مسأله تخريب بيت فاطمه(عليها السلام) هم در بوته فراموشى قرار گيرد.
طبق دستور وليد، عمر بن عبدالعزيز اين خانهها را ويران و مانند حجره فاطمه(عليها السلام) به مسجد ضميمه نمود و حتى ديوارهاى موجود در اطراف حجره و مرقد مطهر رسول خدا(ص) را نيز برداشت و براى مشخص شدن مرقد مطهر به جاى ديوار قبلى، محدوده آن را با سنگهاى سياه رنگى، شبيه به سنگهاى ديوار كعبه ولى صاف و تراشيده شده، ديواركشى نمود. 2
و باز براى اين كه قبر رسول خدا(ص) حالت كعبه را پيدا نكند، قسمت شمالى آن را كه محدوده بيت عايشه و حضرت زهرا(عليها السلام) مىباشد- با اينكه جزء مسجد شده بود- با ديوار كوتاهى، به شكل مثلثى درآورد كه محدوده اين ديواره را مقصوره مىنامند؛ همانطورىكه به خود ديواره نيز مقصوره مىگويند.