165سيد اسماعيل مرندى درباره اين كتيبه در كتاب خود كه در سال 1255ه.ق تأليف نموده مىگويد: بالاى در، در سنگ مرمر نوشته «هذا قبر فاطمة بنت رسولالله(ص) و قبر حسن بن علي و قبر محمد بن علي و...». 1
واما در مورد اصل قبر
محبالدين طبرى (متوفاى 696ه .ق) پس از آن كه اين مطلب را از ابن عبدالبر (متوفاى 463ه.ق) نقل مىكند كه: «در كنار قبر امام مجتبى(ع) كه معروف و مشخص است، اثر قبرى منتسب به فاطمه وجود ندارد»، مىگويد: «يكى از صلحا و برادران مؤمن بر من نقل نمود كه ابوالعباس مرسى به هنگام زيارت بقيع، در مقابل سمت قبله، داخل قبه عباس (حرم بقيع) مىايستاد و به فاطمه سلام مىگفت و بر وى از راه مكاشفه ظاهر شده بود كه قبر فاطمه در داخل اين حرم و در اين سمت بوده است».
طبرى اضافه مىكند: «و من با اعتماد بر صحت نقل اين فرد صالح و مؤمن، قبر فاطمه را به همين ترتيب زيارت مىنمودم...». 2
از اين گفتار ابن عبدالبر و طبرى كه هر دو از محدّثين و شخصيتهاى معروف علمى هستند 3، معلوم مىگردد كه اثر قبر فاطمه در داخل حرم از بين رفته بوده و در قرن پنجم و قرن هفتم در داخل حرم بقيع بر خلاف قبور ائمه و قبر عباس علامت قبرى آشكار منتسب به فاطمه وجود نداشته است.
بنابراين، آنچه ما قبلاً در اين مورد مطرح نموديم كه در قسمت جنوبى، داخل حرم بقيع و زير طاق در مجاورت محراب، شبيه قبرى بوده منتسب به فاطمه و اين قسمت به وسيله شبكه فولادينى از فضاى حرم جدا شده بود، مطلبى است جاى سؤال و جاى ترديد، كه آيا اين قبر و آن دو قطعه مرمر و كتيبه چگونه و در چه تاريخى و به وسيله كدام حكومت و به دست چه كسى بوجود آمده است؟ و همين سؤال در مورد قبر فعلى نيز كه در كنار قبور ائمه بقيع و منتسب به فاطمه مىباشد، مطرح است كه به فرض