164حضرت زهرا(عليها السلام) در داخل حرم ائمه بقيع(عليهم السلام) و حتى ايجاد و ترسيم شبيه قبرى و نسبت دادن آن به دختر رسول خدا(ص) در غير محل قبلى آن، كه پس از تخريب اين حرم به وسيله حكومت سعودى انجام پذيرفته، همه در جهت تقليل فشار سياسى و تخفيف حمله فكرى، عقيدتى و سرپوش گذاشتن به ايراد و انتقادى بوده است كه در طول تاريخ از سوى پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) به پيروان خط فكرى مخالف و به حكومتها از لحاظ مخفى بودن قبر يگانه يادگار رسول خدا(ص) وارد مىگرديده است.
لذا حكومتها مجبور بودند به هر عنوانى كه شده، قبرى براى فاطمه(عليها السلام) دخت رسول خدا(ص) معرفى نمايند و تطبيق نمودن وصيت امام مجتبى(ع) به فاطمه زهرا(عليها السلام) مىتوانست بهطور طبيعى، راه حلى براى اين معمّا باشد و در كنار همين حركت، چه بهتر قراين و شواهدى هم ارائه شود و از طرف ديگر طبعاً لازم بود براى فاطمه بنت اسد هم مدفن ديگرى غير از مدفن واقعى خود معرفى شود كه در هر دو جهت، شاهد تحقّق اين حركت باشيم.
اما در مورد ارائه قرينه و شاهد در تأييد وجود قبر حضرت زهرا(عليها السلام) در داخل حرم بقيع، مىبينيم در يك مقطع از تاريخ، سنگ نبشته و قطعه مرمرى در روى قبور ائمه بقيع نصب و در آن اعلام مىگردد كه قبر فاطمه(عليها السلام) دخت رسول خدا(ص) در اينجا واقع شده است.
مسعودى در مروج الذهب در مورد اين قطعه مرمر چنين مىگويد: «و على قبورهم في هذا الموضع من البقيع، رخامةٌ عليها مكتوب: بسمالله الرّحمان الرحيم، الحمدلِله مبيد الأمم و محي الرمم، هذا قبر فاطمة بنت رسول الله - صلى الله عليه و سلّم - سيدة نساء العالمين و قبر الحسن بن علي بن ابيطالب و علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب و محمد بن علي و جعفر بن محمد- رضيالله عنهم-». 1
و در مقطع ديگر و پس از چند قرن مشابه همين كتيبه در بالاى درب حرم ائمه بقيع(عليهم السلام) نصب مىشود.