122اهميت اين خانه را كه در آينده نزديك به آرامگاه چهارتن از اوصياى الهى و مدفن چهار تن از فرزندان و اهل بيت پيامبر(ص) مبدل خواهد گرديد بيان كند، همانگونه كه در مقابل خانه اميرمؤمنان(ع) چنين عملى را انجام داده است.
آرى رسول خدا(ص) خواسته است كه با «موقف» قرار دادن درب خانه عقيل، اين معنى را تفهيم كند كه اگر امروز اين خانه خشت و گلى متعلق به عقيل بن ابىطالب است، در آينده به يكى از بيوتى كه (أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ) مبدل خواهد گرديد و اگر اين در و ديوار امروز جنبه شخصى دارد، فردا محل تسبيح و تحليل مردانى خواهد شد كه (لاٰ تُلْهِيهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّٰهِ) و اگر امروز اين خانه مطمح انظار و مورد توجه عامه نيست، به مرور زمان، مهبط ملائكه و محل نزول فرشتگان و مورد رحمت و بركت خداوند متعال خواهد گرديد. مگر نه اين است كه روزى مسجد پيامبر(ص) و محل تربت پاك او نيز در چنين شرايطى بود.
چگونه ممكن است پيامبر اكرم(ص) از حادثهاى كه پس از صد و پنجاه سال در يكى از ميادين مدينه واقع مىشود سخن بگويد و اهميت آن را گوشزد كند و توجه صحابه و مسلمانان را به شخصيت نفس زكيه جلب و احجار زيت را كه غرق خون خواهد گرديد پيشاپيش در اذهان تجسيم و ترسيم نمايد، اما از مدفن چهار تن از ائمه اهل بيت كه علت مبقيه اسلام و حفظه اسرار خداوند و رحمت موصوله و آيت مخزونه او هستند، سخن نگويد! چگونه ممكن است پيامبر خدا(ص) با پياده شدن از مركب خويش و نماز خواندن در بيابان فخ و اعلان شهادت يكى از فرزندانش كه پس از صد و شصت سال اتفاق مىافتد نام اين بيابان و خاطره اين حادثه را زنده و جاويدان سازد، اما خاطره و ياد جايگاهى را كه ابواب ايمان و امناء رحمان و ائمه معصومين در آن آرميدهاند، به فراموشى سپارد؟!
به عقيده نگارنده با توجه به نمونهها و شواهد ياد شده، رسول خدا(ص) كه از طريق