81كوچ كنند و ولايت و دوستى خود را به ما اعلام دارند و يارى خود را به ما عرضه كنند؛ سپس اين آيه (37 سوره ابراهيم) را قرائت فرمود: (فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ) ؛ «دلهاى برخى از مردم را متوجه آنها گردان». 1
در اصول كافى، حسين بن محمد از معلى بن محمد از على بن اسباط از داوود بن نعمان از ابىعبيده از امام باقر(ع)، همانند روايت بالا نقل شده است. 2
در اين برهان دينى تاريخى، امام باقر(ع) بتپرستى را در اصطلاح قرآن كريم بيان مىدارند و مىفرمايند كه اين افعال، كردارى جاهلانه و عبادت غيرخداست. هرچند اعمالى كه مشركان انجام مىدادند، شبيه اعمال مسلمانان بود، ولى چون خالى از ولايت خاتم الانبيا(ص) و پيامبران ديگر بود، در اصطلاح قرآن كريم، از آن به وثنيت و بتپرستى جاهلى تعبير شده است. اين در حالى است كه حتى راه و روش مورد نظر قريش نيز كه آن را منسوب به حضرت ابراهيم(ع) مىدانستند، خلاف اين چيزى است كه اين گروه گمراه مدعى آن هستند.
اطاعت خدا از راه اطاعت اوامرش كه از طريق ابواب الهى بهدست مىآيند، محقق مىشود و اگر از راهى غير اين گرفته شود، ديگر نمىتوان به آن طاعت خدا گفت؛ چنانكه اين گروه، اينگونه عمل مىكنند؛ زيرا راه اتصال به پيامبر(ص) را قطع كردهاند و كارهايشان مانند ابتداى جاهليت است؛ در حالىكه خدا آنها را به اين رفتار امر نكرده است.
به همين دليل، مدعى هستيم كه اينان به اسم توحيد و مبارزه با شرك، به بتپرستى و بىدينى فرا مىخوانند. بنابراين توحيد، هيچ منافاتى با داشتن ولايت پيامبر(ص) و ساخت و عمران قبر ايشان ندارد.
قريش مىپنداشتند كه آنان بر دين حنيف ابراهيمى هستند و پيامبر(ص)، خارج از اين