80حاصل نمىشود، پس اگر اسلام آوردنشان از شهادت دوم و اقتضائات آن خالى باشد، درواقع شهادت نخست آنان ابتر و بازگشت به بتپرستى جاهلى خواهد بود. اين همان چيزى است كه اين گروه منحرف و دعوتكننده به بتپرستى جديد بدان معتقدند.
تفاوت ميان حج مشركان و مسلمانان، اين بود كه مشركان باوجود اينكه اعمال حج را انجام مىدادند و به آباد نمودن بيتاللهالحرام نيز رسيدگى مىكردند، حجشان مخالف امر الهى و بىثمر بود؛ چراكه حجشان خالى از ولايت پيامبر(ص) بود و در برابر ولايت آن حضرت تسليم نبودند. همين تسليم نبودن در برابر ولايت خاتمالانبيا(ص) و اقرار نكردن به آن، در منطق قرآن و الفباى دين يكتاپرستى، شرك و بتپرستى به حساب مىآيد. اگر غير از اين بود، حج مشركان مىبايد به خاطر آمدن آنها به سوى خانه خدا، مورد رضايت خدا واقع مىشد و خدا آن را عبادت محسوب مىكرد؛ در حالى كه خداوند اين عبادت را چنانكه در آيه «28 سوره توبه» گذشت، شرك و بتپرستى مىداند.
از اين برهان تاريخى دينى، روشن مىشود اين اعمالى كه مشركان قريش به حضرت ابراهيم(ع) نسبت مىدادند، ساختگى بود؛ چراكه به دين خاتم الانبيا(ص) ملتزم نبودند و اين عبادات را از ولايت حضرتش منقطع كردند. اين درواقع بازگشت به بتپرستى جاهلى و دور شدن از شعائر دينى بوده است.
از برهان امام باقر(ع) در روايت صحيح السند اعلايى نيز روشن مىشود كه اين كارها جاهلانه و مشركانه است.
برهان اول
علىبنابراهيم از پدرش از ابنابىعمير از ابناذينه از فضيل مىگويد:
امام باقر(ع) به مردمى كه گرد كعبه طواف مىكردند، نگاه كرد و فرمود: در زمان جاهليت، اينگونه طواف مىكردند. همانا مردم دستور دارند كه گرد كعبه طواف كنند و سپس سوى ما