73آنها غير از خدا، چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه سودى مىبخشد و مىگويند: اينها شفيعان ما نزد خدا هستند! بگو: آيا خدا را به چيزى خبر مىدهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟! منزه است او و برتر است از آن همتايانى كه قرار مىدهند.
به گمان اين جماعت، پيامبر(ص) فرموده است، كسى كه بين خود و خدا واسطه قرار دهد و از او طلب شفاعت كند، آن شخص را پرستيده و شريك خدا دانسته است؛ چراكه شفاعت طبق آيه 255 سوره بقره كه مىفرمايد: (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ) «كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟»، بهطور كامل از آن خداست. بنابراين طلب شفاعت از پيامبران، بعد از مرگشان، ساخت حرم براى ايشان، قرار دادن چراغ در حرمشان، برپايى نماز در اين مكانها، نذركردن، آنجا را محل اجتماع قرار دادن و براى آنجا خادم گماشتن، اعمالى هستند كه پيامبران پيش از مرگشان از آنها خبر داده و با اين كار تمام راههاى منتهى به شرك را بسته و مسلمانان را از تمامى مظاهر شرك بر حذر داشتهاند.
اينان با اين منطق، تمام مسلمانان را تكفير كردند و آيات قرآن را نيز تفسير به رأى كرده و رسالههاى بسيارى در اين موضوع نوشتهاند. چنانكه محمد بن امير صنعانى مىگويد:
دليلى كه نوشتن اين رساله را بر من واجب كرد مسائلى بود همچون ديدن مشرك شدن مردم در شهرها، روستاها و بسيارى كشورها از جمله يمن، شام، مصر، نجد، تهامه و ديگر بلاد؛ همچنين اعتقاد مردم به قبور و به افرادى كه مدعى علم به غيب هستند؛ در حالىكه آنان اهل گناه بوده و اهل حضور در مسجد و انجام عبادت نيستند و به سنت و كتاب آگاهى نداشتند و از حساب و كتاب روز جزا نيز باكى ندارند. در نتيجه، هدف من اين است كه حق خدا را در انكار ايشان به جاى آورم. 1
در كلام چنين افرادى دقت كنيد و ببينيد كه چگونه تمام مسلمانان را تكفير مىكنند و آنان را متصف به اين صفات زشت و ناپسند مىدانند.
همچنين به آيات ديگرى نيز استناد كردهاند؛ از جمله آيه22 سوره فاطر: