115كرده است. با اين حال سوره مبارك حمد، مسلمان نمازگزار را هر روز مخاطب خويش قرار داده تا از خدا بخواهد او را به راه راست هدايت كند و اين بدان معناست كه با اقرار به شهادتين و معاد، هدايت كامل نمىشود؛ چراكه شهادت سوم به دو شهادت ديگر ضميمه نشده است.
اين گروه ناچيز (وهابيان) نقاب توحيد را بر چهره مىگذارد و به بتپرستى زمان جاهليت دعوت مىكنند؛ به طورى كه در ادبياتشان، طعم مقتضيات شهادت دوم چشيده نمىشود و نتايج شهادت دوم در محاسبات و ادبيات ايشان ديده نمىشود. پس ناچاريم شهادت سوم را به دو شهادت اول بيافزاييم؛ چراكه هدايت به راه مستقيم، شرط رسيدن به بهشت و رهايى از جهنم است. پس امامت، شرط هدايت است و هيچ عبادتى جز با امامت پذيرفته نمىشود. نبوت، تنها ارائه راه و آشكار كردن احكام و مقدمهاى براى امامت است؛ امامت نيز با امر ملكوتى از جانب پروردگار محقق و مشخص مىشود و پيامبر(ص)، هم پيامبر است و هم امام يا به بيان ديگر، ايشان امام ائمه است.
لفظ «اهتدى» با تعابير مختلف و جنبههاى گوناگون در قرآن كريم آمده است، اما بر حقيقت واحدى دلالت مىكند؛ يعنى خدايا براى ما هدايتگرانى قرار بده كه هدايتگر و هدايتشده باشند تا ما به ايشان اقتدا كنيم. اين يعنى امام و امامت كه اين معنى در سوره حمد با لفظ هدايت آمده و مىفرمايد: (اهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ) يعنى براى ما هدايتشده و هدايتگرى قرار بده تا ما به او اقتدا كرده و بر اساس ولايت او گام برداريم. اين معنى، در دل نماز آمده است؛ نه اينكه تنها در اذان و اقامه به آن اشاره شده باشد؛ به نحوى كه در نماز با زبان خود با قرائت سوره حمد، بدان اقرار مىكنيم.
برخى از فقها مانند صدوق در «من لا يحضره الفقيه»، مفيد در «المقنعه» و شيخ طوسى در «النهايه» و «مبسوط»، به استحباب دعاى استقبال به قبله، در ابتداى نماز فتوا دادهاند كه بعد از تكبيرةالاحرام گفته مىشود. براى اينكه از ملت ابراهيم(ع) باشى، كه او هم بر دين