48بدانيد. پس مختص شبهات حكميه و مربوط به مسئله تقليد مىشود»، در پاسخ مىگوييم: با توجه به ذيل «فانهم حجتى» مشخص مىشود حوادث ربطى به شبهات حكميه و مسئله تقليد ندارد؛ چون حجيت به اين معناست كه امام(ع) براى حل و فصل مسائل و تدبير حوادث، عدهاى را نصب كرده است. بنابراين فقره اول مختص به تدبير امور است؛ نه اينكه اعم از تقليد در مسائل شرعيه و تدبير امور باشد.
فقره دوم: تعليل امام «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللهِ»
حجت به معناى مبين احكام نيست. بلكه به اين معناست كه اگر مردم به ائمه(عليهم السلام) رجوع نكنند، عذرى ندارند و خداوند متعال همانطور كه با امام معصوم(ع) به مردم احتجاج مىكند، با فقها نيز به مردم احتجاج خواهد كرد. 1
ممكن است كسانى بگويند اين روايت مربوط به جايى است كه حكومتى وجود نداشته باشد و اگر حكومت اسلامى وجود داشته باشد، ديگر لزومى براى مراجعه به فقيه نيست و در نتيجه حجت بودن آنان مطلق نيست. 2 در پاسخ مىگوييم حجيت مطلق است و مقيد به تشكيل حكومت از جانب ديگران نشده است 3 و اصولاً اصل اينكه كس ديگرى غير از فقها بتواند حكومت اسلامى تشكيل دهد محل بحث است؛ يعنى اول بايد اثبات شود كه اين حكومتى كه از طرف غير فقيه تشكيل شده، حكومتى اسلامى است، سپس ادعا شود كه از فقها ساقط شده است. درباره فقيه دليل داريم، ولى درباره غير فقيه دليلى نداريم.
بنابراين، از آنجا كه امام(ع) فقها را به نحو مطلق نصب كرده و نفرموده تنها در فلان كار حجت من هستند، مشخص مىشود در تمام امورى كه امام(ع) بما هو حجةالله ولايت دارد، براى فقها نيز ولايت جعل شده است.