44
بررسى دلالت روايت
روايت به طور مطلق براى عدهاى اثبات خلافت كرده است. معناى خليفه بودن اين است كه مادامى كه قيدى نيامده يا قدر متيقنى در بين نباشد، خليفه، به طور مطلق، به جاى مستخلفعنه بنشيند. از جمله امورى كه براى مستخلفعنه (حضرت پيامبر اكرم(ص)) ثابت است، حكومت است؛ بلكه اگر نگوييم ظاهر، قدر متيقن از خلافت و جانشينى، جانشينى در حكومت است. 1 بنابراين براى فقيهى كه طبق اين روايت خليفه به حساب آمده است، مقام حكومتدارى ثابت مىشود.
روايت سوم: توقيع شريف
عَنْ إِسْحَاقَبن يَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَبن عُثْمَانَ الْعَمْرِيَّ أَنْ يُوصِلَ لِي كِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِيهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَيَّ فَوَرَدَ التَّوْقِيعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ(عج) أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَكَ الله وَ ثَبَّتَكَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُبن عُثْمَانَ الْعَمْرِيُّ رَضِيَ الله عَنْهُ وَ عَنْ أَبِيهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِي وَ كِتَابُهُ كِتَابِي.... 2
از اسحاقبن يعقوب نقل شده كه گفت: من از محمدبن عثمان(رحمه الله) خواهش كردم نامه مرا كه مشتمل بر پارهاى از مسائل مشكله بود، به ناحيه مقدسه تقديم كند. [بعد از آنكه وى پذيرفت و تقديم كرد]، توقيعى بدين مضمون، در جواب سؤالات من به خط حضرت صاحب الزمان(عج)، برايم صادر گشت: «خداوند تو را هدايت كند و بر اعتقاد حق ثابت بدارد. اما اينكه پرسيدهاى كه... حوادثى كه براى شما پيش مىآيد، به راويان حديث ما رجوع كنيد؛ زيرا آنها حجت من بر شما هستند، و من حجت خدا بر آنها مىباشم. و اما