210نيز مانع تحلّل نمىشود. 1
و) تزاحم حج قضا با حجةالاسلام: چنانچه كسى كه حج قضا بر عهده اوست، مستطيع شود و حجةالاسلام بر او واجب گردد (مانند كودك يا بردهاى كه حج آنان فاسد شده و پس از بلوغ يا آزادى مستطيع شوند)، به نظر برخى از فقها ابتدا بايد حج قضا و سپس حجةالاسلام بهجا آورده شود؛ زيرا سبب حج قضا مقدم بوده است؛ ولى به نظر فقهاى ديگر حجةالاسلام بايد مقدم شود؛ زيرا آنچه مهم است، اهميت واجب است، نه تقدم سبب. 2 بنابراين اگر چنين حجگزارى ابتدا حج قضا را بهجا آورد، به نظر برخى فقها، اين حج، حجةالاسلام محسوب مىشود و قضا بر عهده او باقى مىماند؛ هرچند شمارى ديگر برآناند كه چنين حجى باطل است و هيچ يك از دو تكليف را برطرف نمىسازد. البته معدودى از فقها اين حج را صحيح و رافع تكليف قضا دانستهاند. 3
ز) جدايى ميان زن و شوهر خطاكار: به نظر بيشتر فقها، در صورت فساد حج زوجين به سبب آميزش، لازم است هنگام قضاى حج فاسد، آنان از يكديگر جدا باشند و در مكان خلوت، بدون حضور شخص ثالث، حاضر نشوند تا آنكه مناسك حج پايان يابد. 4
ح) افساد حج قضا: اگر كسى حج قضا را فاسد سازد، افزون بر قربانى، اتمام حج قضاى فاسد شده هم بر او واجب است. ولى اين حج دوم قضا ندارد و تنها قضاى حج نخست، همچنان بر عهده اوست؛ زيرا هر شخص تنها اداى يك حج صحيح برعهده دارد. 5
ط) افساد نائب: در صورتى كه نائب حج نيابتى را فاسد سازد، اتمام حج فاسد و قضاى آن بر او واجب است. 6 در واقع، حج نيابتى فاسد شده از صورت نيابت خارج، و