162مشركان چهار ماهه بوده، دليل نمىشود كه دستور كلى قرآن را، كه كتاب هدايت انسانها تا قيام قيامت است، به مورد خاص منحصر كرد و شأن نزول را در حكم دخيل دانست.
2. تطبيق تبرّى
يكى از فروع دين مقدس اسلام «تبرّى» است؛ به اين معنا كه بر هر مسلمانى واجب است از افكار، عقايد و اعمال كفار و مشركان بيزارى بجويد. 1 هرچند اولين مرحله تبرى، تبرى قلبى است، اما تبرى لسانى و عملى، به مراتب، از تبرى قلبى مهمتر بوده و مورد تأكيد روايات است. 2
تعابير قرآنى ( قِيٰاماً لِلنّٰاسِ )، 3(مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ أَمْناً)، 4(وُضِعَ لِلنّٰاسِ ) 5 و ( مُبٰارَكاً وَ هُدىً لِلْعٰالَمِينَ ) 6 را كه به ماهيت و نقش اجتماعى حج و خانه خدا اشاره مىكند 7، مىتوان با توجه به تغيير مصداقهاى آن و به تناسب احوال جوامع اسلامى و نيازهاى روز، بر برائت از مشركان، به منزله يكى از نمودهاى كاركرد اجتماعى حج، تطبيق كرد؛ همچنين تعابير روايى، مانند جهاد ضعيفان و قلمداد شدن حج از عوامل تقويت دين، 8 را مىتوان اشاره به بُعد سياسى حج و موضوع برائت از مشركان دانست. برائت از شرك و نمودهاى آن در مسير هدف كلى توحيد، گذشته از مبانى قرآنى، ميان پيامبران گذشته، به ويژه ابراهيم(ع)، پيشينه داشته و در روزگار پيامبر(ص) نيز، در مناسكى همچون رمى