161مقدمه سوم: اين تكليف متوجه همه مكلفين است، نه شخص خاص؛ به ويژه اينكه ضميرهاى وارد شده در آيات بعدى، همه به صورت جمع است و خطابات شرعى مختص مشافهين نيست و فرصت چهار ماهه مطرح شده در آيات، بالملازمه، هر عهد و پيمانى را ميان مسلمانان و مشركان رد مىكند.
مقدمه چهارم: اين تكليف با تكرار حج، در هر سال، تكرار مىشود؛ زيرا مقصود از برائت در اين آيات، تنها برائت از عهدها و پيمانها نيست، بلكه هرگونه دوستى و ارتباطى را ميان مسلمانان و مشركان رد مىكند و در واقع اين آيات، با آياتى مثل ( لاٰ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّٰهِ فِي شَيْءٍ)؛ 1هممضمون هستند. بنابراين برائت از مشركان واجبى شرعى است.
البته ممكن است كسى اشكال كند كه در روايات اهلبيت(عليهم السلام) و سيره متشرعه سخنى از اينكه برائت از مشركان واجبى شرعى است و بايد هر ساله تكرار شود به ميان نيامده است؛ به همين دليل و به قرينه تعيين فرصت چهار ماهه در اين آيات شريفه، نمىتوان، با استناد به اين تقريب، برائت از مشركان را واجبى شرعى دانست. 2
در پاسخ به اين اشكال مىتوان گفت: چهبسا در روايات اهلبيت(عليهم السلام) به اين واجب اشاره شده، ولى آن روايات به دست ما نرسيده است و اصولاً از آنجا كه اهلبيت(عليهم السلام) و شيعيان آنان بسط يد نداشتهاند، نتوانستهاند به اين واجب شرعى عمل كنند؛ حال كه دولتى شيعى توانسته، در محدودهاى خاص، قدرت پيدا كند، چه اشكالى دارد با تأسى به رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين، على(ع)، با برپايى مراسم اعلان برائت از مشركان در حج، پيام توحيد را به گوش جهانيان برساند.
نسبت به فرصت چهار ماهه نيز مىگوييم: اينكه در آن قضيه خاص فرصت داده شده به