158در شكلها و افسونها و ترفندهاى ويژه خود نشناخته باشد و از سلطهاى كه بتخانههايى چون كاخ سياه بر ممالك اسلامى و خون و ناموس مسلمين و جهان سوم پيدا كردهاند، خبر نداشته باشد. 1
مقام معظم رهبرى نيز در بياناتى مشابه، به كنكره عظيم حج مىفرمايد:
اين مسئله برائت كه اشاره شد، حقيقتاً جزء حج است و لازم نيست كه در روايات جزء فروع حج آمده باشد. چيزهايى وجود دارد كه معناى حج و روح و مضمون حقيقى يك عبادت و عمل و فريضه الهى است و نمىشود اين را از آن منفك كرد. اهميت اين، از يكايك فرايض بيشتر است. هر يك از اين فرايض، چنانچه فوت شد، ممكن است به نحوى آن را جبران كرد يا مثلاً اضطرارى آن را بهجا آورد؛ اما آنچه روح يك عبادت محسوب مىشود، قابل تفكيك از آن نيست... . مطلقاً اين حرف قابل قبول نيست كه آنها فكر كنند روزى فرا خواهد رسيد كه ما برائت نداشته باشيم. نه، نمىشود كه ما برائت نداشته باشيم. مىشود طواف نداشته باشيم؟! اينكه گفتيم به يك معنا از طواف هم بالاتر است. 2
ايشان همچنين مىفرمايد:
نكته بعد اين است كه مسئله برائت، البته يك امر واجب در حج است. منظور ما اين نيست كه برائت از واجباتى است كه اگر كسى عمداً ترك كرد، حجش باطل شود. نه؛ اهل معرفت مىفهمند كه مراد از وجوب آن چيست. قطعاً واجب است به اين بيانى كه عرض مىكنيم. اما نه مثل بقيه واجبات حج، مانند وقوف در عرفات يا در مشعر و يا طواف. نه؛ نوع ديگرى از وجوب است كه آن نوع ديگر، گاهى اوقات اهميتش بيشتر از واجبات اينسبكى غيرِ سياسى مىشود. برائت، واجب سياسى است. يعنى چه؟ يعنى خداى متعال حج را براى اعلام حضور مؤمنين در حج ( لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ )، 3 ( قِيٰاماً