129تقيه خوفى در آن مطرح باشد. 1 در اين صورت شيعيان با همراهى جمع، از تكروى پرهيز كرده، موجبات وهن مذهب را فراهم نمىكنند، تا وحدت كلمه تحقق يابد.
وقتى امام(ع) با عبارتى همچون «اِيَّاكُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلا نُعَيَّرُ بِهِ» 2؛ در مقام بيان مدارا و جلب محبت دلها و وحدت كلمه است و نسبت به لزوم يا عدم لزوم اعمال حيله، يا اعتبار مندوحه يا عدم آن اشارهاى نمىكند، وجوب و لزوم همراهى و متابعت، حتى در موضوعات نيز ثابت مىشود. 3 هرچند برخى معتقدند: «ثبوت هلال ماه توسط حاكم مخالف» به تقيه در احكام بر مىگردد 4؛ زيرا ممكن است اصل مسئله ثبوت هلال به حكم حاكم شيعى، بنابر عقيده برخى 5 حجت نباشد كه در اين صورت، اختلاف در حجيتِ حكم حاكم مخالف، به اختلاف در مسئله اعتبار و نفوذ حكم حاكم اسلامى، و اختلاف در حكم و مذهب برمىگردد يا آنكه حكم حاكم تنها به استناد شهادت دو شاهد عادل يا شيوع، حجت باشد، كه در اين صورت اختلاف بين ما و ايشان در حجيت حكم حاكم با شهادت يك شاهد، و اشتراط عدالت در قبول آن است 6 كه در اين صورت نيز اختلاف با ايشان در حكم و مذهب بوده و ادله تقيه در آن جارى است و به لزوم تبعيت از ايشان دلالت دارد.
بنابراين شكى نيست كه روايات تقيه (خوفى و مداراتى)، صورت احتمال مخالفت حكم حاكم با واقع، يا قطع به مخالفت را شامل مىشود و ازاينرو متابعت از حاكم واجب است.