37يافت و بعد از سى سال خواهى مرد و از نظر من غايب شد.
و از خواص حجرالاسود، ديگر اين است كه به آب غرق نشود و به آتش گرم نگردد. و يكى ديگر از خواص حجرالاسود عزت او است كه همهكس او را مىبوسد و او را احترام مىكند. در خبر است: اگر كسى مقابل حجرالاسود معصيتى كند، با آنكه خداوند حليم و صبور است و تعجيل [10 ر] در عقوبت نمىكند، مع هذا در عقوبت او تعجيل مىكند.
در عوالم بحار [بحارالانوار] مذكور است: سالى در مكه موسم حج، زنى در دور كعبه طواف مىكرد و مردى در عقب او بود. آن زن دستش را دراز كرد، استلام حجر كند. چشم آن مرد به دستش افتاد. شيطان ملعون وسوسه كرد، دستش را روى دست آن زن گذاشت. دست آن مرد به دست آن زن چسپيده، كمكم مردم مطلع شدند؛ هر قدر سعى كردند، از هم جدا نشدند.
خواجههاى حرم هر دو را به نزد امير حاج بردند. بعضى گفتند كه بايد دست مرد را بريد. امير حاج پرسيد كه از آل رسول، امسال كسى به مكه آمده؟ گفتند: آرى، در شب گذشته حضرت حسين بن على(ع) وارد شده. آن مرد و زن را برداشته، خدمت آن جناب بردند؛ كيفيت را به عرض رسانيدند. آن حضرت دعا كردند. بعد از آن، پيش آمدند و دست آن مرد را [10 پ] گرفت و از دست آن زن خلاص نمود. امير حاج عرض كرد يابن رسول الله! اين مرد در چنين جايى جسارت نموده، تنبيهى لازم