31به دور آن آب پاشيد؛ گفت: زمزم، يعنى بايست. مروى است كه اگر هاجر آن آب را بند نمىكرد، از همه رودها بزرگتر مىگشت. بارى، چون آب زمزم در آن موضع پيدا شد، قوم جرهم آمدند، آنجا مسكن گرفتند و حضرت اسماعيل[ع] در ميان ايشان پرورش يافت.
و حضرت ابراهيم[ع] بعد از مدتى به اشاره جبرئيل از شام به مكه آمد و به جمال فرزند دلبند خود خرسند گرديد؛ بعد از ديدن فرزند، به تعليم حضرت روحالأمين و به مدد حضرت اسماعيل[ع]، از سنگ كوه قيقاع و سنگهاى ديگر، بناى خانه كعبه نمود؛ و ليكن او را سقف نبود و سنگ حجرالاسود كه در زمان [5 پ] طوفان نوح در كوه ابوقبيس به وديعت بود، جبرئيل او را ظاهر كرد، به ابراهيم[ع] داد، در موضع معهود نهاد.
و در جاهليت چاه زمزم انباشته بود و كسى نمىدانست؛ جناب عبدالمطلب، جد امجد رسول خدا(ص) در خواب ديد، حفر نمود، آهوان زرّين و اسلحهاى يافت. قريش با او نزاع كردند و تفصيل آن در كتب اخبار مسطور است. و زمانى كه قريش كعبه را بنا مىكردند، از درختانى كه نجاشى، پادشاه حبشه، جهت كليساى انطاكيه از راه دريا به شام فرستاده بود، حق تعالى آن كشتى را غرق ساخت، آن چوبها را به جدّه انداخت و اهل مكه به رخصت نجاشى، آوردند و خانه كعبه را مسقّف كردند.
زمان عبدالله زبير، چون بنىاميه ديوار كعبه را به سنگ منجنيق خراب كرده بودند، آن را عمارت نموده و خانه را دو در ساخت و