76آنان را مىشنيدند. تاريخ اسلام اين مرحله را تجربه كرده و بيشتر دادههاى تاريخ اسلام، از مسير شفاهى به دست ما رسيده است.
ب) مرحله ثبت اطلاعات
گردآورندگان اخبار در اين مرحله، براى جلوگيرى از فراموشى و تحريف، اطلاعات خود را در جزوههاى شخصى كه با نام جزء، كتاب، صحيفه يا اصل شناخته مىشوند، ثبت مىكردند. اين كار از عصر نبوت رايج بود و هركس براساس سليقه و ذوقش اخبارى گرد مىآورد و مىنوشت.
ج) مرحله انتقال اطلاعات به ديگران
اين مرحله نيز شفاهى است؛ زيرا رغبت دانشمندان مسلمان در جرح و توثيق راويان، براى پيشگيرى از تحريف و تقلب در اخبار تاريخى، آنان را بر آن داشت تا دادههاى تاريخى را بار ديگر از طريق نقل مستقيم و سماع شخصى از آگاهان بپرسند و اينگونه مكتوبات گذشته را نيز از حيث درستى و نادرستى بيازمايند. نويسندگان تاريخ علوم، مرحله سوم را كه در سده دوم روى داد، درك نكرده و به اشتباه، تاريخ تدوين را به نيمه دوم قرن دوم كشاندهاند. 1
سخن برخى دانشمندان سدههاى ميانى نيز گواه اين مدعاست كه با تقسيم تدوين علوم، از جمله تاريخ، به دو دوره تدوين خاص، كه همان گردآورى اخبار و روايات و ثبت و نگارشهاى اوليه است، و دوره تدوين عام، يعنى تدوين تخصصى براساس بابهاى جداگانه، چنين