41554ه .ق) نگاشت. شيخ «عبدالجليل رازى قزوينى» از دانشمندان شيعه كه وى نيز همچون شهابالدين در ميانه سده ششم هجرى در رى مىزيست، رديهاى بر آن نوشت به نام «بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض» كه به نام «النقض» مشهور است. 1
نمونه ديگر «علامه حلى حسن بن يوسف بن مطهر اسدى» (م. 726ه .ق) است كه بيشتر آثارش در دفاع از كيان تشيع است و يكى از آنها «منهاج الكرامه (نهج الكرامه/ تاج الكرامه) فى اثبات الامامه» نام دارد. علامه حلى اين كتاب را براى اثبات حقانيت شيعه و رد اهلسنت نوشت. چند تن از علماى سنى در رد آن، كتاب نوشتهاند؛ مانند «زينالدين سريحان بن محمد بن سريحان ملطى مصرى شافعى» (م. 788ه .ق) با كتاب «سد الفتيق المظهر وصد الفسيق ابنالمطهر» و «ابنتيميه احمد بن عبدالحليم حرانى دمشقى»، فقيه حنبلى مذهب، (661 - 728ه .ق) با كتاب «منهاج السنة النبويه» كه در آن كتاب در توهين و افترا به شيعه افراط كرده و حتى اعتراض همكيشانش را نيز برانگيخته است 2؛ ازاينرو دانشمندان شيعه و سنى به مقابله با او برخاسته و در رد و نقض آن، كتاب نوشتهاند. از ميان عالمان شيعه، «سراجالدين حسن بن عيسى يمانى لكنهوى» مشهور به «فداحسين» (م.1278ه .ق) در كتاب «إكمال المنة فى نقض منهاج السنه»، «سيد مهدى بن صالح موسوى قزوينى» معروف به «كشوان» (م.1358ه .ق) با