34بوده است. در اين راستا و به موازات جدلها و مناظرهها، صدها بلكه هزاران نوشته براى رد ديدگاههاى علمى، باورهاى دينى و عقايد مذهبى پديد آمده است. رديهنويسى گاه واكنشهايى مانند خود به دنبال داشت و به مناظرهاى كتبى ميان دو يا چند نفر يا پيروان عقايد و فرق بدل مىشد.
رديهنويسى نيز بسان مناظره، در اسلام سابقهاى طولانى دارد، ولى دقيقاً روشن نيست كه از چه زمانى شروع شد و آغازگران آن چه كسانى بودند. اما شكى نيست از حدود سده دوم هجرى كه علم و دانش ميان مسلمانان رواج يافت و بنيادهاى فرق و مذاهب شكل گرفت، طرفداران هر مسلكى براى دفاع از هويت عقيدتى خود و ابطال باورهاى ديگران كتابها نوشتند كه در عنوان بيشتر آنها واژگانى مانند: «الرد على»، «فى رد»، «ابطال»، «نقض»، «نفى»، «قمع»، «ازالة»، «ازاقة»، «ازهاق» و «ارغام» وجود داشته است و در منابع كتابشناسى، شناسايى مىشوند و بيشتر در باب مباحث فقهى و كلامى نوشته شدهاند. از بررسى نام اينگونه آثار به دست مىآيد، «قدريه» نخستين گروهىاند كه مسلمانان آنها را نقد علمى كردهاند 1، و به مرور همه فرق به نقد كشيده شدند و حتى گاه فرقههايى كه قرابت مبنايى با هم دارند، يا افرادى درون يك فرقه عليه يكديگر كتاب نوشتهاند.