33فرزندان ايشان مىداند كه از جانب خدا و رسولش به آنان اعطا شده است. با اين توضيح، شمار كسانى كه چنين عقيدهاى داشتند و بر آن پايدار ماندند، بسيار نبود و براساس سخن مشهور « الناس على دين ملوكهم »، بيشتر مسلمانان تسليم حاكمان بودند و هر حاكم يا سلسلهاى كه روى كار مىآمد، روش و منش ويژهاى پيش مىگرفت و به حكم علماى اهلسنت، مردم تابعِ حكومت و موظف به پيروى از احكام حكومتى بودند؛ ازاينرو عملكرد خلفاى نخستين، در كنار قرآن و سنت، مبناى عمل و فقه اهلسنت قرار گرفته است.
اما شيعيان امامى باور داشتند حكم خدا فقط از طريق پيامبر(ص) يا كسانى كه به انتخاب خدا و رسولش تعيين شدهاند، اعلام و تبيين مىشود؛ بنابراين هرگز نمىتوانستند حاكميت دينى و سياسى كسانى را بپذيرند كه چنين ويژگىهايى نداشتند. همين امر سرمنشأ افتراق و جدايى مذهبى و به تبع آن، جدايى سياسى شيعه و سنى است كه از روز رحلت نبى اكرم(ص) شروع شد و به مرور زمان، مرزهاى عقيدتى روشنتر و محكمتر گرديد.
منازعات بين شيعه و سنى
پيشينه منازعات
مناظره و جدلهاى عقيدتى - سياسى مسلمانان، سابقهاى به درازاى اسلام دارد و رديهنويسى، كه نوعى ضديت با آرا و عقايد ديگران است، در همه دورههاى اسلامى با جوامعى كه با فن نگارش آشنايى داشتند، همراه