191با نگرشى به شيوه مقابله آنان با روايات تاريخى و راويان و مورخان، روشن مىشود كه دلايل قانعكننده و استدلالهاى منطقى براى رفتارشان ندارند و عمل آنان بر پيشفرض و اهداف از پيش تعيين شده مبتنى است. آنان شيعه را رقيب مذهبى و دشمن سياسى مىدانند كه با هر ترفندى بايد تضعيف شود؛ ازاينرو از هر روشى براى بدنام و ناخوشآيند كردن شخصيت شيعه بهره مىگيرند و در عقايد و تاريخ تشيع تشكيك مىكنند.
كدام عقل و منطقى مىپسندد و مىپذيرد كه شيعه با هويت و تاريخى به درازاى اسلام و به عنوان يكى از دو جريان اصلى تاريخ اسلام، همه روايات و اخبارش ساختگى باشد و عجيبتر آنكه در طول صدها سال، عالمان و دانشمندان مسلمان، بدون درك و تشخيص وقايع، آنها را پذيرفته و در آثار و منابع خود آورده باشند. به يقين نمىتوان تاريخ هزار و چهارصد ساله را با وجود انبوهى از گزارشهاى تاريخى و اذعان بسيارى از دانشمندان اهلسنت در جاىجاى آثارشان، منكر شد؛ مگر با توسل به تهمت و افترا، از سر تعصب و دشمنى با تشيع.