186حضرت دشمنى داشت و در خانه ابومسعود سخنى بر زبان آورد كه عمار غضبناك شد و او را فاسق ناميد. «ابوعبدالرحمان عبدالله بن حبيب سلمى»، قارى قرآن (م.74ه .ق) بغض و كينه امام را داشت و معتقد بود آنچه باعث شده است تا امام على(ع) خونهاى بسيارى بريزد، سخن پيامبر(ص) به اصحاب بدر بود كه فرمود: «
اعملوا ما شئتم فقد غفر لكم ». «ابوعمرو أسود بن يزيد ابن قيس نخعى كوفى» (م. حدود 75ه .ق) از فقهاى كوفه كه بغض و كينه امام را در دل داشت، آن حضرت را يارى نكرد و سب مىنمود، «ابووائل شقيق بن سلمه اسدى» (م.83ه .ق)، از فقهاى كوفه، با امام دشمنى مىكرد و با خوارج نهروان همراه شد، اما پيش از جنگ از آنان جدا گشت، «ابواسماعيل مرة بن شراحيل همدانى كوفى» معروف به مرةالطيب و مرةالخير (م. حدود 90ه .ق)، از فقهاى كوفه، كه بغض و كينه امام را در دل داشت و مىگفت: « لأن يكون علي جَمَلا يستقي عليه اهله خير له مما كان عليه/ أما علي فسبقنا بحسناته و ابتلينا نحن (و ابتلانا) بسيئاته »، «ابوبردة بن ابىموسى اشعرى» (م.103ه .ق) به گفته ابن ابىالحديد، دشمنى با حضرت را از پدرش به ارث برده و از كسانى بود كه امام را كافر مىدانست؛ قال ابوبرده لزياد: «اشهد أن حجر بن عدي قد كفر بالله كفرة صلعاء، قال عبدالرحمن بن جندب: عنى بذلك كفرة علي بن ابيطالب لانه كان أصلع». «ابوبكر بن ابىموسى اشعرى» (م.106ه .ق) كسى كه دست ابوالغاديه جهنى را به سبب قتل عمار بوسيد، «ابواميه شريح قاضى» (م. حدود 80ه .ق)، «ابوبحريه عبدالله بن قيس كندى سكونى تراغمى شامى»، «ابومعبد عبدالله بن عكيم جهنى»، «ابوعبدالله قيس ابن ابىحازم كوفى» (م.حدود 90ه .ق)، «عبدالله بن شقيق عقيلى بصرى»