187(م.108ه .ق)، «طلحة بن مصرف يامى» (م.112ه .ق) و شمارى ديگر. 1
استدلال ابنحجر عسقلانى براى توثيق محدثان ناصبى چنين است. او پس از شرححال «ابولبيد لمازة بن زبار أزدى بصرى جهضمى» كه از دشمنان على(ع) بوده و در جنگ جمل ضد امام جنگيده، اما ابنسعد او را توثيق 2 و احمد بن حنبل صالحالحديث خوانده است 3، مىگويد: در آغاز، توثيق ناصبىها و كسانى را كه به طور مطلق به شيعيان توهين مىكردند، قبول نداشته است؛ به ويژه با وجود حديث «
لايحبه الا مؤمن و لايبغضه الا منافق » در مقام على(ع). اما بعد به اين نتيجه مىرسد كه بغض در سخن رسول خدا(ص) به صورت عام و مطلق مراد نيست؛ بلكه مقيد به نصرت و يارى پيامبر(ص) است. اما در امور دنيوى چنين نيست؛ زيرا خوى بشر اقتضا دارد هركس به او نيكى كند، دوست بدارد و اگر كسى به او بدى كرد، دشمن. پس اين روايت مربوط به امور دنيوى نيست. از سوى ديگر، شبيه اين روايت درباره انصار نيز وجود دارد كه دشمنى انصار علامت نفاق و محبتشان نشانه ايمان است. گذشته از آن، برخلاف رافضيان كه بيشترشان دروغگويند و در نقل اخبار، پرهيزگار نيستند، بيشتر آنانى كه ناصبى شناخته مىشوند، به راستگويى و ديندارى مشهورند. ابنحجر در پايان سخنش چنين مىگويد كه ناصبىها اگر با