178«احمد بن عبدالعزيز جوهرى» (م. اوايل قرن 4 ه .ق) 1 و «محمد بن حبيب بغدادى» (م. 245ه .ق) 2 به غلط و با همان معيار نامعقول، شيعه، متهم به شيعه يا شيعه امامى تلقى شدهاند. 3 با همه اينها از نكات ستودنى كتاب، فصل سوم از باب دوم است كه نورولى شجاعت به خرج داده و مورخان و محدثان مشهورى مانند ابناسحاق، طبرى، عمار دهنى و حاكم نيشابورى را كه برخى اهلسنت به شيعىگرى متهم مىكنند، به يقين سنى دانسته است و مىگويد از علل اتهام آنان به تشيع، برترى دادن على(ع) بر عثمان است. ولى اين امر دليلى بر تشيع نيست؛ زيرا بسيارى از بزرگان اهلسنت، چنين عقيدهاى داشتند، 4 اما عجيب آنكه با اقرار به واقعيت، در عمل خلافش رفتار كرده، و بسيارى از دانشمندان سنى را شيعه غالى يا متهم به شيعه معرفى كرده است.
نكته مبهم ديگر تفاوت گذاشتن ميان طبرى و ابناسحاق با مثلاً