170با اينكه حديث، سندهاى بسيارى دارد، اما نمىتوانم قلبا آن را بپذيرم. 1 به گفته ابنكثير، ذهبى هم در كتابى مستقل، طرق گوناگون حديث و بيش از نود تن از راويانش را گردآورده، اما چون قبول نداشته، به رد و نقض اسناد و متن حديث پرداخته است. 2 با وجود اين ادعاى ابنكثير، خود ذهبى با بيان اين نكته كه حاكم نيشابورى ابتدا «حديث طير» را دروغ مىپنداشت، ولى از نظر خود برگشت و آن را در مستدركش آورد، اذعان مىدارد كه خودش نيز كتابى مستقل درباره «حديث طير» و كتابى درباره حديث «من كنت مولاه» داشته است و مىگويد: «با وجود فراوانى طرق حديث طير، چنين واقعهاى انكارشدنى نيست». 3
با اين همه نورولى فقط به سه منبع ارجاع داده كه اولى ترمذى است و او در صحت آن ترديد كرده، 4 دومى نسائى و سومى ابويعلى است. جالب آنكه در روايت ابويعلى و نسائى چنين آمده كه ابتدا ابوبكر و پس از او عمر آمدند، ولى پيامبر(ص) هر دو را نپذيرفت. سپس على(ع) آمد و پيامبر(ص) او را راه داد. 5 همين روايت در «اسدالغابه» آمده و به جاى عمر، عثمان قرار گرفته است و ابناثير وجود ابوبكر و عثمان را در خبر مردود مىداند. 6