150
ط) اعتراف به نقش فرق گوناگون در تاريخنگارى اسلامى
نورولى مىپذيرد كه در تاريخنگارى اسلامى، همه فرق و مذاهب نقش داشتهاند؛ ولى نقش شيعه برجستهتر از ديگران است. 1 اما براى آنكه در اين نقشآفرينى مثبت - كه در فرهنگ و تمدن اسلامى بسيار مهم است و كاملاً با ادعاهاى جعل و تحريف در تضاد مىباشد - ترديد، و آن را انكار كند، مىگويد شيعه براى مشوه و مشوش كردن تاريخ اسلام اين كار را انجام داده است و براى اثبات ادعايش ابوشاكر ديصانى را نام مىبرد كه شيعه و سنى او را زنديق مىشناسند. 2
نورولى خبرى ساختگى را كه ساختگى بودنش از محتواى آن روشن است و براى بهرهبردارى عليه شيعه و همسانسازى تشيع با زنديق بودن جعل شده، نقل مىكند. در اين خبر جعلى حتى به غلط، به جاى ابوشاكر ديصانى، نام شخص ديگرى ثبت شده و از زبان او نقل شده كه رافضىگرى را آموزش مىبينند؛ زيرا مدخلى براى جعل و تحريف در اسلام است. 3 طراح اين قصه كه گويا ابوشاكر ديصانى را به درستى نمىشناخته و رفض را نيز دورهاى آموزشى پنداشته كه دانشجويان ناگزيرند دورهاى تعليم ببينند تا رافضى شوند، چنين گزارشى را جعل كرده است. نورولى نيز مناسب دانسته كه از آن براى اثبات حديثسازى شيعه استفاده نمايد.