149از عبدالعزيز جوهرى را كه او را محدثى موثق، امين، پرهيزگار و با دانش فراوان مىداند، مىآورد تا تشيع هر دو را اثبات كند. اما حملات ابن ابىالحديد به شيعه و سنى معرفى كردن جوهرى را در همان صفحه پنهان مىكند. 1
ح) تكيه بر پژوهشها و نظريههاى ديگران
بيشتر مباحث نورولى بيان گفتههاى ديگران است و به ندرت مطالبى از خود آورده، يا مطلبى را تحليلى كرده است. اعتماد و اتكاى بيش از حد نورولى به ابنتيميه، از نكات انتقادپذير اين نوشته است. او ديدگاههاى ابنتيميه را دليل محكم و حجت تام پنداشته و با اين نگرش، براى پذيرش يا رد هر سخن يا عملى، به سخنان ابنتيميه، البته آنجا كه نظر داشته، مراجعه كرده است. 2 حتى نورولى نظر ابنحجر را در رد ادعاى ابنتيميه درباره انكار مؤاخات بين پيامبر(ص) و على(ع) - با اين توضيح كه ابنحجر آن را به مؤاخات أعلى و أدنى تفسير كرده است، تا احتياجات أدنى به دست أعلى برطرف شود - برنتافته و با استدلالى از ابنكثير به كمك ابنتيميه و تأييد نظر او آمده است. 3 همچنين همه بحث صحابه از ديدگاه شيعه كه پنج صفحه است، نقل قول از پاياننامه كارشناسى ارشد مىباشد. 4