141از دو حديث ابنعبدالبر، يكى بدون سند و ديگرى را از طريق عمرو بن حماد قناد از ابوطفيل، آورده است و در پاورقى مىگويد كه در سندش راويان ناشناخته وجود دارند. دو گزارش ابنسيدالناس، يكى از جميع (كه متهم است) و ديگرى از ابناسحاق مىباشد.
او پس از ذكر همه اينها مىافزايد كه ابنتيميه، بسيارى از اخبار مؤاخاة بين مهاجران از جمله مؤاخاة ميان على(ع) و پيامبر(ص) را انكار و تكذيب كرده است 1؛ اما ابنحجر، اين همه روايت را كه بخشى از آن را نورولى آورده، نمىتواند ناديده بگيرد و نظر ابنتيميه را مردود مىشمارد، ولى براى آنكه وجود اين رابطه بين امام(ع) و رسول خدا(ص) فضيلتى براى حضرت نباشد، اينگونه توجيه مىكند كه چون على(ع) نيازمند پيامبر(ص) بوده، درواقع اين مؤاخاة نيز استمرار همان عمل و به منظور برطرف كردن نيازهاى على(ع) است. 2
نورولى در پاسخگويى به ابنحجر، با ذكر چند روايت ديگر و بيان اشكال آنها مىگويد: «اگر هم اصل وجود مؤاخاة را بپذيريم، مؤاخاة بين على بن ابىطالب(ع) و پيامبر(ص) را، به سبب ضعف روايات، نمىتوان قبول كرد». سپس از ديدگاه ابنكثير بهره مىبرد؛ زيرا او نيز با تفسير به رأى، فلسفه مؤاخاة، و با ادعاى ضعف سند همه روايات، چنين عملى بين مهاجران را مردود دانسته است. 3