126گفتنى است كه كتاب «اثر التشيع على الروايات التاريخيه» اثرى ابتكارى و پيشگام در اين زمينه نيست. بلكه همانگونه كه نورولى گفته است، پيش از وى، اسلاف و اساتيدش در اين راه گام نهاده و كتابها و مقالهها نوشتهاند. اگر از منازعات مستمر سدههاى پيشين كه شيعه دائم به جعل روايات متهم شده است، بگذريم، در دوره معاصر، «محبالدين الخطيب» كه ديدگاههاى سلفىگرى و ضدشيعى داشت، نخستين كسى است كه ضرورت بازنويسى تاريخ اسلام را مطرح ساخت 1 و پس از او، اقدامات بسيارى انجام گرفت و افرادى «همانند اكرم ضياء العمرى» آثارشان را از جمله «عصر الخلافة الراشده» با همين ديدگاه نگاشتهاند.
اكنون اتهام تحريف اخبار تاريخى به دست شيعيان، در مجامع سلفى به صورت نظريه مطرح است و اشخاصى چون «صالح بن عبدالله المحيسن»، 2 در كتاب «ما ادخلته الشيعة فى التاريخ الاسلامى» آن را برجسته كردهاند. پس از او «سليمان بن حمد العوده»، 3 «محمد بن صامل